محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

3

مخزن الأدويه ( دائرة المعارف خوردنيها و داروهاى پزشكى سنتى ايران ) ( فارسى )

اخذ و تلقي در ضمن كتب و ابواب و فصول و بعد اتمام آن به حمد اللّه و حسن توفيقه باز حسب الامر آن جناب سامى مد ظله العالي متوجه جمع و تاليف كتابى در ادويهء مفرده كرديد ايضا به ترتيب حروف تهجي از الف تا ياء در ضمن ابواب و فصول ملتقط از كتب معتبرهء متداوله مانند قانون شيخ الرئيس و ادويهء قلبيه او و جامع الماليقي مشهور بابن بيطار و تذكرهء شيخ يوسف بغدادى موسوم بمالا يسع للطبيب جهله معروف بجامع بغدادى و تذكرهء شيخ داؤد انطاكي موسوم بتذكرهء اولى الالباب و ارشاد شيخ اسمعيل بن هيبة اللّه و ترجمهء تذكره ابو ريحان بيروني مشهور بسويدى و اختيارات بديعي حاجي زين الدين عطار و تحفة المؤمنين حكيم مير محمد مؤمن تنكابني و قدرى از مفردات نواب حكيم معتمد الملوك سيد علوى خان قدس سره و غيرها از كتب يونانيه و عربيه و فارسيه و از دستور الاطباء موسوم باختيارات قاسمي حكيم محمد قاسم ملقب بهندو شاه مشهور بفرشته و مجربات افضلي حكيم مير محمد افضل و چند كتاب ديگر از ادويهء هنديه و حواشي كه حكيم مير عبد الحميد بر تحفه نوشته در ادويهء هنديه و آنچه از زبان معجز بيان جناب ارشاد مابى مد ظله السامي و از ثقه معتمد شنيد و مؤلف خود ديده و ماهيت و خواص آن را دريافته و بتجربه رسانيده بدين نحو كه اولا اسم دوا را بقيد اعراب و بعضى لغات وارده در ان ذكر نمايد پس ماهيت و طبيعت و افعال و منافع و خواص آن بالعموم و الاجمال پس بالخصوص و التفصيل و در اكثر مراعات به ترتيب امراض مختصه از فرق تا قدم نموده پس غير مختصه و خواص متعلقه بدان پس بيان مضار و اصلاح و دفع آن پس مقدار شربت و بدل آن را و نيز اشاره بمركباتي كه آن دوا اصل و عمود است در ان و در قرابادين مجمع الجوامع ذكر يافته و نيز ايمائى بادويهء مجهولة الماهية كرده شود و اصل و معتمد در هر دوا اقوال صاحبان كتابي را شناسد كه آن دوا مخصوص ببلاد اوشان بوده يعنى در بلاد اوشان بهم‌رسيده و يا بنواح آن و اكثرى را خود ديده و شناخته ماهيت و كيفيت و افعال و خواص آن را بتجربه رسانيده نوشته‌اند نه آنچه در بلدان ديگر و خود نديده و بمحض تقليد و استماع بىتحقيق نوشته‌اند و براى آن كتاب مقدمه و خاتمه قرارداد و اسامى مختلفهء ادويه را چنانچه صاحبان كتب مذكوره در بين جابجا ذكر نموده‌اند مذكور نكرد بلكه در آخر كتاب در خاتمه در ضمن ابواب و فصول آورد و نيز جهت اتمام آن و آنكه در احتياج بادويهء مركبه رجوع بكتاب ديگر نماند براى آن قراباديني به ترتيب حروف تهجي ذكر نمود و كتاب را بر دو مقاله منقسم ساخت * مقاله اول * در ادويهء مفرده كه تذكره نامند * مقالهء دوم * در ادويهء مركبه كه قرابادين خوانند مسمى بمخزن الادويه و تذكرهء اولى النهى كردانيد توقع از ناظران منصف آنكه هرجا سقم و خطائي مشاهده نمايند بعد تامل و تعمق بليغ بقلم اصلاح مزين سازند و در مقام خرده‌گيرى در نيايند و ناقص و ضائع نكزارند جزاهم اللّه عني خير الجزاء لا حول و لا قوة الا باللّه منه المبدأ و اليه المنتهى * مقدمه * در بيان امورى چند كه اطلاع بر آنها پيش از شروع در مطلوب ضروريست در ضمن چهارده فصل * فصل اول * در بيان دوا و غذا و ذو الخاصية و مركب القوى و فادزهر و سم و دواى مسهل و ملين و اقسام هريك بالاجمال * فصل دوم * در بيان مركب القوى و ذو الخاصية و تاثير هريك از انها از فادزهرى و سمي * فصل سوم * در بيان مزاج و اقسام امزجه و معرفت درجات آنها * فصل چهارم * در بيان طرق معرفت امزجهء ادويه و اغذيه بتجربه و قياس * فصل پنجم * در بيان سبب اختلاف اقوال اطباء در ماهيت و خواص ادويه و اسامي كسانى كه متوجه بتحقيق و جمع و تاليف ادويه شده‌اند بالاختصار * فصل ششم در بيان طريقهء اخذ ادويه و حفظ و حضانت آنها * فصل هفتم * در بيان اعمار بعض ادويهء مفرده و زمان بقاى قوت آنها * فصل هشتم * در بيان اداب طعام خوردن و آب